تولد مامانم ۶ مرداد بود زمان آیندهیِ روزی که اولین خواستگار رو به خونه راه داده بودیم با ترس و لرز به مامانم گفتم تیرامیسو درست کنم؟ با خشم مامانم مواجه شدم که خونه رو تازه تمیز کردیم و همه جا بهم میریزه و اینا خلاصه راضیش کردم و دست به کار شدم بعد تموم شدنش گاز و کابینتارو دستمال کشیدم و ظرف هارو هم شستم خلاصه شب دیر وقت آماده شد یه تیکه برش دادم و برم برای زهرا چون ۵ مرداد هم تولد اون بود خودم هنوز نخورده بودم که خواستگار محترم زنگ زدن روز آینده با پسر میان و از
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل طاهری